الشيخ المنتظري

153

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

كه هرچه فتنه هست از ناحيه اين شتر است ، دستور داد شتر را از صحنه خارج كنند ، يك پاى شتر را زدند ، يكى از مردم بنى ضبّه آمد و خود را به جاى پاى شتر قرار داد ، پاى ديگرش را زدند و شتر غلطيد ، در اين موقع حضرت امير به محمّد بن ابى بكر گفت : خواهرت را درياب ، و محمّد هم عايشه را از معركه بيرون برد . تلاش حضرت على ( عليه السلام ) براى جلوگيرى از شروع جنگ جمل در تاريخ آمده است كه حضرت اميرالمؤمنين اصرار داشتند كه جنگ نشود و لذا بعد از نماز صبح با اين كه لشكر آراسته بود تا ظهر طول دادند و در تمام اين مدّت حضرت مردم را دعوت به صلح مى كردند و اين كه نبايد مخالفت كنيد ، حتى حضرت خطاب به اصحابش فرمود : كيست كه اين قرآن را به دست گيرد و برود در مقابل ارتش طلحه و زبير اين آيه شريفه را بخواند : ( و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فإن بغت احديهما على الاخرى فقاتلوا الّتى تبغى حتّى تفيئ الى امر اللّه ) ( 1 ) اگر دو طايفه از مؤمنين جنگ كردند بينشان اصلاح كنيد و اگر يكى از آنها سرسختى مىكند با او بجنگيد تا به امر خدا برگردد ، يكى از اصحاب حضرت اين پيشنهاد را قبول كرد . حضرت فرمود : هر كس اين پيشنهاد را قبول كند دست و پايش ممكن است قطع شود ، گفت حرفى ندارم ، آن شخص جلو رفت آيه را خواند و به شهادت رسيد . در حقيقت حضرت امير مى خواست اتمام حجّت كند و در آينده تاريخ صد در صد به نفع او قضاوت كند . حال اگر يك طايفه از مسلمانان با طايفه ديگر جنگ و ستيز دارند ، بايد اوّل با آنها اتمام حجّت كرد و گفت اگر تسليم شديد ما كارى نداريم ; اما اگر يكى از دو طايفه طغيان مى كنند و سرِ جنگ دارند ، خداوند مى فرمايد : با او بجنگيد تا به امر خدا برگردد .

--> 1 - سوره حجرات ، آيه 9